گل سرخ خونه من دلم برات هلاکه...
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٩  

 

- مامان بیا بهت رقص یاد بدم ,امروز تو مهد کودک عمو موسیگی(=موسیقی)داشتیم

- باشه,آماده ام!لبخند

- دستتو بزن به کمرت

مامان در حالی که ژست ورزش گرفته و دوتا دستش به کمرشهیول

- نه!یه دستتو بزنعصبانی

مامان ژستش رو ادیت می کنهخجالت

دخترک شروع می کنه ,به قردادن و رقصیدن و می گفت:

- حالا گرش بده!گرش بده(قرش بده!)

- خنده

 

پا نوشت:

*دخترک مثل بعضی از کوچولو ها هنوز  "ق/غ" رو "گ" تلفظ می کنه .

**تیتر رو با صدای افشین بخونین لطفا!نیشخند


کلمات کلیدی:
خانم مترجم
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٧  

 

دخترک داشت با خودش لگو بازی می کرد و حرف می زد:

- ماشین می شه Car

-سیب می شه  Apple

- سلام می شه Hello

-.....

-مامان می شه Mother

- بابا می شه Peder!!!!!  (   تعجبخنده )


کلمات کلیدی:
قدیمی تر ها
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠  

نیایش الان ۴سال و ۴ماهه است  چون تو این مدتی که وبلاگ بچه ها رو آپدیت نمی

کردم .
بچه ها بیکار ننشسته بودن,خاطراتی که تا یه مدتی ازشون می نویسم ,تاریخ گذشته هستن .

 

نازنین من

دخترک پاهامو بغل کرد و گفت:تو عزیزترین مامانی هستی که من دارم!!!!قلب

بازی بازی با دم شیرم بازی؟

- من بزگاله(=بزغاله)ام ,بابی دون آگا شیرزبان

 


کلمات کلیدی:
ما اومدیم!
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۸  


مفتش!
مامی دون و بقیه اومدن خونه مون.خاله یه ربعی دیر تر از بقیه اومد تو....
نیایش با قیافه شیطنت بار : کجاااااااااا بوی ناگگلا(=ناقلا)؟!!
 
تقلید
دخترک دستاشو تا جایی که می تونست باز کزد و گفت : زود! زود! یه مامان بیاد منو بوووس کنه!
 
معامله پایاپای
مامی دون:نیایش یه شعر بخون برات بستنی بخرم!
نیایش: اول بستنی بخر بعد من شعر می خونم!

 


کلمات کلیدی: