مفتش!
مامی دون و بقیه اومدن خونه مون.خاله یه ربعی دیر تر از بقیه اومد تو....
نیایش با قیافه شیطنت بار : کجاااااااااا بوی ناگگلا(=ناقلا)؟!!
 
تقلید
دخترک دستاشو تا جایی که می تونست باز کزد و گفت : زود! زود! یه مامان بیاد منو بوووس کنه!
 
معامله پایاپای
مامی دون:نیایش یه شعر بخون برات بستنی بخرم!
نیایش: اول بستنی بخر بعد من شعر می خونم!

 

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

وایییییییییییییییییی مثل نظر اون یکی وبتون[نیشخند][زبان][خجالت]

علی

زیبا بود برای من هروقت update کردید بفرستید به یمیلم مرسی علی

آنا

همونی که برای امیر علی نوشتم . فقط به جای پسر بذار دختر .

الهام

چه دخمل نازی دارین. خدا حفظش کنه.

آرام

الهی - یه مامان بیاد منو بوس کنه . چقدر ناز دارن این دخترا به خدا . الهی که سالم و شاد باشن همیشه . امیر علی چطوره ؟ هنوز هم حرف های قلنبه سلنبه می زنه؟هزار ماشالله . خوبی خانومی خودت ؟

بابای یاسمن

سلام وبلاگتون خیلی جالبه خوب نوشتید از دخترتون منم هم یک پدر هستم که مثل وبلاگ شما از بزرگ شدن دخترم می نویسم اگر سر بزنید خوشحال می شم www.myyas.ir خوش به حال دخترتون

پرنده آتش

سلام دل من هم برای همه شما تنگ شده . ببوس دختر نازت رو

مامان جوجو

سلام مامان نیایش جون خوندم مطالبتون رو برای خوندن من هم بیاین. [قلب][ماچ]